عبد الحسين بن محمد حسن طبيب تبريزى

352

مطرح الأنظار في تراجم أطباء الأعصار وفلاسفة الأمصار ( فارسى )

خلف الطولونى از اطباى مشهور اواخر مائه سيم و اوايل مائه چهارم هجرى است در فن كحالت حذاقت بىنهايت داشت چنانچه صاحب طبقات الاطبا در ترجمهء آن حكيم نويسد و له معرفة جيّدة فى علم امراض العين و مداواتها * از تأليفات آن حكيم ( كتاب النهاية و الكفايه ) است كه در تشريح عين و امراض آن نكاشته و در سنه سيصد و دو ( 302 ) هجرى از تأليف آن فراغ حاصل نموده * 2 1 خواجه رشيد الدين طبيب همدانى - هو رشيد الدين فضل اللّه بن عماد الدوله ابى الخير بن عالى الهمدانى المشهور بخواجه ( در كتاب دايرة المعارف لقب حكيم را رشيد الدوله و اسمش را فضل اللّه نكاشته و در قاموس الاعلام اسم او را محمد و كنيه‌اش را ابو الفضل ضبط كرده ) اين حكيم طبيب و وزير ( الجايتو سلطان ) بن ( ارغون خان ) از سلاطين مغول مىباشد از عطارى بطبابت و از طبابت بوزارت رسيده در سنه ششصد و چهل و شش ( 646 ) هجرى در شهر همدان متولد شده بنا بقول دايرة المعارف از نژاد آل اسرائيل و خود در به دو امر يهودى مذهب بود « 4 » ولى در بعضى از كتب تواريخ وى را از سادات نوشته‌اند بالجمله حكيم مزبور در سال هفتصد و هيجده ( 718 ) هجرى با پسر شانزده ساله‌اش ابراهيم بامر سلطان ابو سعيد مقتول گرديده و ما ترجمهء احوال و كيفيت قتل او را در ذيل ( ابن ابى الخير ) مسطور داشته‌ايم چون در هنكام تسطير اين ورقه نسخهء تاريخ صحيحى بدست افتاد كه ترجمهء آن حكيم در كتاب مزبور بتفصيل مسطور بود لذا بجهة اتمام تعريف بعضى از مطالب آن كتاب را در اين موقع علاوه نموديم * حكيم مزبور را تأليفات نيكو بوده كه بيشترش در هنكام غارت كتابخانهء او نابود گرديده‌اند من جمله كتاب ( جامع التواريخ ) است كه كتابى بزرك و در چندين مجلد نوشته آمده و در آن كتاب احوال عالم را از عهد آدم صفى تا سنه هفتصد هجرى

--> ( 4 ) آنچه از كتب تواريخ معتبره بدست مىآيد نژاد آن حكيم از ملت يهود بوده و بلكه بعد از اسلام نيز ملت يهود را حمايت مىنموده چنانچه معاملهء او با سيّد جليل و فقيه نبيل ابو الفضل محمد بن حسين بن على بن زيد اين مدّعا را بثبوت مىرساند ( بحاشيه نمره ( 4 ) صفحه چهل ( 40 ) رجوع شود ) * ( لمؤلفه )